♥ღღ♥خواهَریـــــــــا♥ღღ♥

ســـــــــــــــــــــــــــــلام دوستیای گلم  خوش اومدینـــــ..

. این ی وب شاده و دخترونســــــــ ...پس وقتی میاین میخوام همیشه لـــــــــــــــــ:))))ـــبخند رو لبتون باشه

من اوا هستم این ی وب دونفرس منو خواهرم ولی اون ب خاطر دانشگاه خیلی کم سر میزنه یعنی وقت نمیکنه...

قانون خاصی ندارم راحت باشید....فقط 

  .. با تبادل لینک کاملا موافقم ...هر دخملی که دوس داره منو بلینکه خبر بده تا بلینکمش ...

و اینکه هر چیو خواستین کپی کنید ... اشکال نداره بابا...

برین بحالیت "آوا"

دوشنبه 1392/10/30 | 15:17 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
عکس: ‏4 مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرداد‏

شنبه 1393/05/04 | 1:19 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
دوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــاره اومدم سلامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ:))))))))))))

چ خبر در نبود من.............

بیکاری ب این میگنا ساعت 4 صبح دارم اپــــــــــ میکنم...چی کار کنم خو.. خوابم نمیبره.../

جاتون خالـــــــــــــــــــــیــــــــــــ             امروز رفتین افطاری  لاهیجان.,!گردش خیلی خوش گذشت....

بسیــــــــــــــــــــــــ خوشحالم نمیدونم چ را .. دوست دارم بخندم...

دیووونه شدم رف ...

ماه عسلو میبینین عایـــــــا.. تا قبل این همه علیرضا حقیقی علیرضا حقیقی میگفتنـــــــــــــ ... 

حالا دوباره شد احسان علیخانی... منکه هردورو دوس میــــــــــــــدارمــــــــــ

خب اس بازی با دوستام شروع شد.....مامانم هم میگه بخواب ولی من کلی کار دارم خواب کجا بود....

تا 6 اس میدم ب دوستای مدرسه اخ دلم براشون تنگیده...

بی خی بعدشم رمان تا چشام خسته شه ..... بعدمـــــــــــــــــ لالا..

اصن وقت ندارم دماغمو بکشمــــــــــ بالا .........

چقد نوشتمـــــــــــ ولی نیدووونم چ را فکمــــــــ درد میکنه...بی خی 

من برم ..کلی کار ریخته سرمــــــــــــــ .. فیــــــــــــــــــ:)ـــــلا

×آوا×

شنبه 1393/04/14 | 4:23 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |

سه شنبه 1393/04/10 | 18:57 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
دو ساعته می خوام بخوابم، لامصب هر چی بالشت و جعبه دستمال کاغذی و ماشین

حساب پرت می کنم به کلید برق نمی خوره که لامپ خاموش بشه، واسم یه لنگه دمپایی 

مونده فقط، این آخرین سلاحمه دعا کنین به هدف بخوره وگرنه باید بلندشم!
 

سه شنبه 1393/04/10 | 1:14 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
پیــــــــــــــام خداوند......

تو ای زیبا تر از خورشید زیبایم ... تو ای والا ترین مهمان دنیایم.بدان
اغوش من باز است.شروع کن......
یک قدم باتو .تمام گـــام های مانده اش با من.....
دعا یادتون نره.....

یکشنبه 1393/04/08 | 13:27 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
ﻣﯿﮕـَﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﮐَﺴﯽ ﺑﻤﯿـﺮ ﮐﻪ ﺑـﺮﺍﺕ ﺗـَﺐ ﮐُـﻨﻪ ...

.

.

.

.

.

.

.

.

ﮐـﺴﯽ ﺗـَﺐ ﻧﮑﺮﺩ؟

ﺳـُﺮﻓﻪ ﺍﻡ ﻧﺒﻮﺩ ! ؟

ﮐـَﺴﯽ ﻫَﺴﺖ ﺍﺻﻼ؟ !

ﺑـِﺮﻡ؟ ! ﺣﺴﺎﺳﯿـَﺖ ﻓﺼﻠﯽ ﻫـﻢ ﻗﺒﻮﻟﻪ !

ﮐﺴـﯽ ﻧﺒــــﻮﺩ؟

یکشنبه 1393/04/08 | 1:37 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
آخه اینم اپراتوره که ما داریم !!!!

من هر وقت پیام تبلیغاتی واسم میاد، نخونده حذفش میکنم ...

این اواخر اپراتور بهم پیام داده:

بذار حرفمو بزنم اگه غیر منطقی بود بعد پاکش کن!!!!!

یکشنبه 1393/04/08 | 1:36 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
 بـــــــــــــــــه بـــــــــــــــــــه سلام ب همه دوستیای گلم ... چ خبرا ؟

اونایی ک کنکور داشتن امیدوارم موفق بشند و اون چیزی ک میخوان قبول شن ...

منم خوبم بیکار برا خودم میچرخم وفقط رمان میخونم.. خو پیکار کنم ؟؟ خیلی حال میده

برای فوتبالم ناراحتم  ولی واقعا بچه ها با بعضی از تیما عالی بازی کردن و متاسفم  برا همه کسایی ک 

اینقدر  بد درباره ی علیرضا حقیقی حرف زدن .... 

خب میخوام چن تا پست باحال بذارم .......

نظر یادتون نره ها....

یکشنبه 1393/04/08 | 1:32 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
هوووووووووووووووووووووووورا.. 

سلام بر دخی های عزیزم.............. اوووووف این امتحانا تموم شد راحت شدیم...

امروز اولین روز تابستون منه ... که خیلی هم خوبه ....   

دیگه میتونم تا شب  پشت اینترنت بشینم شب تا صبح هم رمان....... 

راحت شدیم رفت.... البته ما  امسال کلی پشت کنکوری داریم امیدوارم همه موفق بشن ....

راااااااااااااااااااااااااااااااستی نیمه شبانم مبارک ... امشب میرم محل قبلیمون اونجا جشنه و دوستیامو بعد

دوسال خواهم دید.... خوب دیگه من برم ی دستی ب اتاقم بکشم که شده عین.. هیچی بی خی راستی اگه

کسی اسم رمان خواست بهم بگه تا بش بگم

 

 

پنجشنبه 1393/03/22 | 11:40 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
سلام دخــــــــــــــــــــــــــــــــــی های عزیزم ... چیکار میکنین؟

من مث ...... میدرسم ... اوووووووووف خدایا کی 21 میاد؟ 

امروز امتحان تاریخ داشتیم .. عجب چیزی بود...  

بابا ی راه حل بدید من جایی نشستم ک میتونم به همه تقلب بدم ولی کسی نمیتونه ب من بده.....

ولی خداروشکر که تا حالاا همه خوب بود باید ی فکری ب حال بقییه کنم

 ی دوست خیلی باحالی دارم ک مث خودتون خیلی گله ...هر تابستون بعد امتحانا  

میارمش  خونمون کلی میخندیم....کلا فک کنم ای تابستون خوب باشه چون ما بر خلاف تابستون

قبل که کلی

عزا داشتیم کلی عروسی داریم امیدوارم هیچ اتفاق بدی نیوفته

چهارشنبه 1393/03/07 | 17:33 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |

سه شنبه 1393/02/16 | 19:41 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
واسه من اصــــــــــــــــــــــــــــــلا مهم نیس ک چند سالمه......
.
.
.
.
.
.
من هیچوقت ناخونک زدن ب سیــــــب زمینی ســــــرخ کرده رو ترک نمــــیـکنم...
جمعه 1393/02/12 | 0:10 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد:
در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یک%:8.9!را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد
فرشته تو برایت آواز خواهد خواندو هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟..خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ ـــ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته اهمیتی ندارد،می توانی او را
                   مــــــــــــــــ♥♥♥ــــــــــــــ♥♥♥ــــــــــــــــــــــــــــادر در صدا کنی.
هیچ کس عین مادر نمیشه مامـــــ♥ـــــان جونم روزت مبارک

شنبه 1393/01/30 | 20:24 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
به به سلام بر دخیای گل ...

خوب چه خبر در چ حالین ...؟خوبین؟ منم خوبم بد نیستم

اوووووووف هر روز داریم امتحان میدیم دیگه  زیادی رومون فشاری ه میشه... تازه ی ضد حال دیگه..

اینکه مدرسه ما امسال ما رو اردو نمیبره یعنی ما اصلا عصابمون ریخت به هم فعلا که هروز داریم پیش مدیر شکایت میکنیم اه

 اصلا زود تر تابستون بیاد ی نفس راحت بکشیم... بی خی

واااای تو عید کلی رمانای قشنگ خوندم ... واقعا که رمان خوندن عالیه البته شاید اگه زیاد بخونی پدر

چشمو دربیاره ولی خعلی حال میده...من در حال حاضر دو کارو خیییلی دوس میدارم اولی رمان 

و دومی دیدن فیلم اونم فقط از نوع کره ایش البته ی کار دیگه هم هست 

اونم گوش دادن به اهنگ های سیروان خسروی...

خب....

راستی عید خوش گذشت؟؟

برا منکه عالی بود وااای جنوب خعلی خعلی خوش گذشت امیدوارم ب شما خوش گذشته باشه..

اوکی کاری ندارین؟ خب فیلا بای

پنجشنبه 1393/01/21 | 2:17 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
  1. هواپیما مالزی با 239 تا سرنشین تو این عصر تکنولوژی گم شده بود..
    اونوقت ما بچه بودیم بابامون میگفت چرا مداد گم میکنی!!!!
جمعه 1393/01/15 | 18:28 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
شکلک های محدثه جون

چ خبرا ؟خوبین منم خوبم هیچی دیگه نزدیکه عید ما هم داریم خونه تکونی میکنیم حالا همچین میگم خونه تکونی انگار چقدر کمک میکنم ..ولی جدی تا حد توانم ی کارایی میکنما....

زود گذشت خدارو شکر این مدرسه هم فعلا تعطیله اخه میدونین چیه من از شنبه مدرسه نمیرم یعنی نه فقط من کلا از کلاسمون هیشکی نمیره.....

اینقدر خوشحالمکه حد نداره دوشنبه بعد 5 .......6 سال داریم میریم جنوب خیلی دوست داشتم برای چند روز از این شمال برم بیرون حالا هم که داریم میریم خونه خالم.... راستی عیدو پیــــــــــــــشاپیش ب همه تبریک میگم 

امیدوارم 93 برا همه خوب باشه 92 که برا ما کلا افتضاح بود فقط ناراحتی و اتفاقای بد داشتیم ....

ولی 93 خوبه اخه کلی عروسی فامیلای نزدیک داریم ...

خب بازم میام فیلا کاری ندارین ؟

 بابای    

پنجشنبه 1392/12/22 | 12:57 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
زانو نمیزنمــــــــــــــــــــ! 

حتی اگر اسمان هم کوتاه تر از قدمـــــــــــــــــــــــــــــ باشد

سه شنبه 1392/11/22 | 1:5 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
عکس

یکشنبه 1392/11/20 | 22:27 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
ســــــــــــــــــــــــلام دخی های گلم چه خبر تعطیلات خوش میگذره؟

ب من که خیلی دقیقا ی هفته ای هست تعطیلیم امسال دیگه شانس با ما رو بوده...

برف بازی کردین ؟من زیاد نه شخص پایه ندارم باهاش برم ...دوستا و فامیلای پایم هم تو لاهیجانن...که بازم کسی 

نیس منو ببره اونجه ب هر کی میگم میگه راها بستست خودم شنیدم تو اخبار گفتن راها باز شده هـــا..اه

ولی خوب برف برای بعضی ها خیلی پردردسر بود بیچاره ها گرفتار شدن ایشالله مشکل

همشون حل شه...خوب پنج شنبه هم که عقد پسر خاله ی گرامیمه و منم اماده برای جشن که 

برمو...

 کلا این هفته خعلی برا من خوب بود با اجازه دیگه من برم سراغ رمان ... بـــــــــــای


چهارشنبه 1392/11/16 | 1:3 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
ســــــــــــــــــــــــــلام چطوراین؟؟

من خوبم خیلی خوشحالم چون هفته ی بعد عـــــــــــقد پسر خالهمه ...منم لباس اینا گرفتم امادم تا هفته ی بعد ...

ازدواجشونم خیلی خوبه چون پسر خاله ام با فامیل پدری من ازدواج کرده بعد فامیل تو فامیل شدیم از اونور دختر

خالهمم هم با پسر خاله زن پسر خالهمم( ی هفته  قبلش )ازدواج کرده  کلا پیچ پیچی شدیم ... ولش کن میدونم 

گیج شدین حقم دارین خودم ی ی هفته ای درگیر بودم

 خوب کارنامه هم گرفتم از معدلم خیلی راضیم چون وسط امتحانا مریض شده بودم شدید و نتونستم خوب بخونم ولی خیلی خوب شدم...

خوب خداروشکر با اجازه ما رفتیم تا بعد...

آوا

سه شنبه 1392/11/08 | 19:54 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
فک کن دخترا برن جبهه...!

نیلوفر اون پسره رو بکش 

-نه خوشگله گناه داره ...

سارا اون خشاب ها رو پر کن ...

-وایسا لاکم خشک شه

نازنین پس چرا شلیک نمیکنی ؟

ـبزار موهامو ببندم...

مریم فردا میریم خط مقدم ؟

-وااای من چی بپوشم!!!!


جمعه 1392/11/04 | 15:15 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
ی دختره ب مامانش میگه ..

مامان اگه من بمیرم چیکار میمنی 

مامانش: هیچی ی مراسم میگیرم چشم  فامیلای شوهر دراد!!

دوشنبه 1392/10/30 | 14:57 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |


خودم یـــکآپلود عکس

چهارشنبه 1392/10/25 | 11:12 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |

من نمیدونم چی شده که اینقدر نظرا کم شده هی میخوام پست  خوب بزارم ولی میبینم بیشتر از چندتا نظر نداریم 

خوب برا ادم شوقی نمیمونه....

پنجشنبه 1392/10/19 | 15:14 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |

میخوام...

یکشنبه 1392/10/08 | 22:28 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
یــــلدا یعنی زندگی انقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر باهم بودن را باید جشن گرفت!                 یلداتون مبارک
شنبه 1392/09/30 | 16:3 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام............

وای دلم خیلی خیلی تنگیده بود.... هم برای وب هم برای 

همه ی دوستیام...

خیلی وقت بود نیومده بودم چ خبرا؟؟چطوراین ...

از الان دیگه بیشتر میام..منتظر نظرای گرمتونم هستم ...

اگه تا 5دقیقه دیگه نخوابم مامانم میکشتم...میگه مگه فردا مدرسه نداری ..بگیر بخواب ...خوب منم مجبورم 

برم...ولی زود زود میام...:×

×اوا×


شنبه 1392/09/23 | 1:4 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |

 

ﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ :

 

 آب - آتش - خاک - هوا . . . !

 

آبـــی کـه ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﻎ ﮐﺮﺩﻧﺪ . . . !

 

آتشی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﻤﻪ ﮔﺎﻫﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ . . . !

 

خاکی ﮐﻪ ﺷﺪ ﺳﺠﺪﻩ ﮔﺎﻩ ﻭ ﻃﺒﯿﺐ ﺩﺭﺩﻫﺎ . . . !

 

ﻭهــوائـی که عمریست افتاده بر دلها . . . !

 

ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ:

 

 کـربــــــــــلا ...

 رهــــآ

چهارشنبه 1392/08/08 | 21:46 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |

استقلالـــــــــی هم نشیدیم یکم جو بدیم های هو کنیم ابی بپوشیم..

تا دقیقه ی 80 عروســـــی بگیریم .....

ما هـــــــــمون پرسپولیسی هایی هستیم

ک دقیقه ی اخر بازی 

تلویزیون روشن میکنیم 3 تا گل میبینیم ویک لبخند میزنیم تو دودو ب سوی افق محو میشیم........

A...v...A

چهارشنبه 1392/08/08 | 15:1 | ღ♥رهــا و آوا♥ღ |
Shik Them